تبليغاتX
مدیران مدارس ابتدایی- مصلح -شهریار 1

مدیران مدارس ابتدایی- مصلح -شهریار 1

بیان عملکردها و تجربیات مدیران مدارس ابتدایی گروه مصلح-شهریار 1-شهرستانهای استان

فراخوان به همکاران عزیز مدیر در مدارس محور تهران

بسمه تعالی

از  کلیه ی مدیران عزیز مدارس ابتدایی درخواست می شود :

  به منظور برجسته سازی فعالیت های شما عزیزان در مدارس اخبار آن را به سرگروه مدیریت خانم صمدی

 یا به دبستان سپهان یا روزهای چهارشنبه به گروههای آموزشی به زینب عبدی تحویل فرمایید. متشکرم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:14  توسط  زینب عبدی  | 

اخبار گروه مدیریت مصلح

۱-کارگاه آموزشی نمایش خلاق

برای آموزگاران پایه پنجم در مدرسه ی شهدای صادقیه برگزار شد . خانم وفایی مسئول برگزاری این کارگاه از گروه مدیریت مصلح گفت: این کار در راستای تداوم بخشی به امر کیفیت آموزش در مدارس محور تهران انجام می شود تا معلمان با تبا دل تجربیات دانش حرفه ایی خود را منتشر سازند و به ابعاد یکسان سازی آموزش در مدارس توجه گردد.آقای بساط پور بخشی از این آموزش را بر عهده داشت . البته هم معلمان و هم آقای بساط پور به ناکافی بودن ساعت آموزش انتقاد داشتند .

۲-نمایشگاه آثار دانش آموزان

در زمینه ی خلاقیت در همان مدرسه برگزار شد و  طرح های برتر برگزیده شدند و جوایزی برای آنان در نظر گرفته شد . 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:9  توسط  زینب عبدی  | 

الگوی این آموزگار علی (ع) است .

 

الگوی این آموزگار علی (ع) است .

گفتگو با آقای "خداکرم بساط پور "آموزگار پایه ی اول و شاعر فرهنگی  و مسئول "آموزش خلاق "  معلمان شهريار  

آقای خدا کرم بساط پور ،متولد قصر شیرین وبا 29 سال سابقه ی کار در 6 استان کشور، دانشجوی فوق لیسانس آموزش ابتدایی ، آموزگار پایه ی اول در مدارس شهریار و با توانایی شعر و شاعری  دارای دو فرزندو با همسری تحصیل کرده و خانه دار 

جلسه ی  آموزش خلاقیت معلمان ، خودش دنیایی دارد . چون معلمان عاشق یادگیری و استاد عاشق یاد دهی است . نه استاد فخر می فروشد و نه شاگردان که همگی از معلمان هستند ، احساس کمتری نمی کنند. چرا که می دانند که هر چه دانش و تجربه دارند آن را به هم هدیه خواهند کرد .تا نظام آموزش و یاد دهی یکسان و به سمت کیفیت برود .

 در کارگاه آموزشی خلاقیت معلمان پایه ی پنجم در دبستان صادقیه در 29/11/86 با آقای بساط پور آشنا شدم . با شوق و اشتیاق مشغول آموزش بود . کلاسی پر از خنده و نشاط و نو آوری . در چهره ی همکاران رضایت و علاقمندی دیده می شد. البته آنها ادامه ی کار را خواستار بودند . ولی زمان تنگ بود . در فرصت پیش آمده از ایشان خواستم تا گفتگوی کوتاه با وی داشته باشم . با کمال تواضع پذیرفت .

در تمام مدت گفتگو متوجه ارادت عمیق و آگاهانه ی ایشان به معرفت دینی و قرآن مجید  است . وقتی از ایشان پرسیدم : چه چیز این همه سماجت در شما ایجاد کرد تا معلم موفقی باشی؟ با شعر من گفت : علی (ع  . وچه الگوی خوبی برای خودش انتخاب کرد .

واین خلاصه ی گفتگوی من با ایشان است .

1- به معلمی چگونه نگاه می کنید؟ نه از سر شغل ونه حرفه بلکه به خاطر عظمت معلمی ، به آن عشق می ورزم .

2-   چرا معلمی را با عظمت می بینید؟ چون چا در پای پیامبران گذاشتیم .

3-   چرا در محل سکونت وکارتان این همه جا به جایی بود ؟ بخاطر جنگ ولی تجتارب زیادی یاد گرفتم .

4- اگر به شما بگویند اکنون یک شغل انتخاب کن چه شغلی را برمی گزینی ؟ باز هم معلمی و هزار بار معلمی

5-   چقدر مطالعه می کنید؟ زیاد بیشتر هم به روان شناسی می خوانم . چون لازم است 

6-   در کار تعلیم وتربیت چه چیزی را می خواهید نهادینه کنید ؟ فرهنگ زندگی کردن را و خوب زیستن را

7-  چرا علی (ع) الگوی شما قرار گرفته ؟ پیغمبر زمعراج چون بازگشت-بگفتا سری –مگو با علی   که گفتیم باهم منو کردگار                           به وقت خداحافظی منو یا علی

8-   کمک معلمان چه کسانی هستند؟ بیشتر خودمعلمان با تبادل تجربیات

9- بعضی از همکاران اطلاعات خود را مسدود می کنند واعتقادی به انتقال تجارب ندارند ، نظر شما چیست؟ مخالفم .تبادل تجربیات کار را آسان می کند.

10-         کار های جدیدتان چیست؟ طراحی کلمه سازی –جمله سازی

11-         چه پایه هایی درس دادید؟ همه پایه ها ولی اول تا سوم آدم رو به بهشت می رساند  

12-         چقدر صبور هستید؟ زیاد

13-         در کدام مسائل اجتماعی فعال هستید؟ مسجد

14-         به کدام ورزش علاقه دارد؟ چهار سال ونیم قهرمان کنفوی 68 کیلو بودم .

15-         اهل نگارش خاطرات معلمی هستید؟ بله ششمین جلد را در حال اتمام هستم.

چرا آثار تان  را چاپ نمی کنید؟ فعلا بودجه اش را ندارم

16-         چقدر اهل قرآن هستید؟ در خدمتش هستم .دعای یاسین را هر روز می خوانم .

17-   چه افتخاراتی بدست آوردید؟ دو سال رتبه ی اول روش جدید املای فارسی را داشتم و بهترین پوشه ی کار در 28 ناحیه

18-بیشتر از بچه ها عصبانی می شوید یا اولیاء ؟ اولیاء چون بدون اطلاع وارد کار می شوند و کار را خراب می کنند.

به کلمات پاسخ کوتاه دهید.

حقوق : کافیه

معلمی: در آن شرافت است

گچ: باز گوکننده خاطرات معلمی

مدیر : خاطره خوبی ندارم

تنبیه : مخالف شدید آن هستم

تشویق ک عالیه

20: بدون حساسیت خوبه

تفاوت های فردی : کار می کنم

ایران: خاک من

همکاران : روز عمل امروز است فردا روز حساب است نه عمل

با  آرزوي موفقيت  براي اين معلم كوشا و صاحب ذوق و تمامي فرهنگيان عزيز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 16:1  توسط  زینب عبدی  | 

حدیث قدسی

حدیث قدسی -منبع وبلاگ معاون آموزشی زرین شهر

 خداوند می فرماید:

راحتی را در بهشت قرار دادم و مردم در دنیا دنبال آن میگردند و پیدا نمی کنند.

- علم را در گرسنگی و سختی قرار دادم و مردم آن را در رفاه می بینند و پیدا نمی کنند .

- عزت و بزرگواری را در نماز شب قرار دادم و مردم آن را در رفاه می بینند و پیدانمی کنند .

- بی نیازی را در قناعت قرار دادم و مردم آن را در ثروت پیدا می کنند .

- استجابت دعا را درمال حلال قرار دادم و مردم آنرا در سر و صدا پیدا می کنند .

- رفعت را در تواضع قرار دادم و مردم آن را در تکبر پیدا می کنند .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 20:59  توسط  زینب عبدی  | 

کارنامه...

کارنامه

بلاخره  امتحانات با همه  ی حاشیه  هایی که داشت تمام شد.تعطیلی ها ، حیاط  پر از برف و یخ زدگی لوله ها ی آب و درس نخواندن های بچه ها .اما زمان مثل باد گذشت و اکنون بوی بهار در تکاپوی تلاش های روز مره ی ما حس می شود .

حالا کارنامه ها نوشته شده است وروی مهر مدرسه امضای شماست که یکی پس از دیگر ی روی کارنامه های دانش آموزان می نشیند تا یک روزی   همین ورق کاغذ ،جزء اسناد تحصیلی آنان محسوب گردد . تا وقتی که آنها بر این کار نامه نظر می کنند سیمای شما و برنامه های شما به یادشان بیاید که حتما هم بیادشان خواهد آمد . تا شاید یک روزی قدر دان زحمات شما باشند و بدانند که در پس این چهره ی آرام اما پر تلاطم شما چه رنج هایی نهفته است که همه اش درد " تعلیم وتربیت "  است .شاید یادشان بیاید که چقدربرایتان مهم بود تا این بچه ها سره را از ناسره تشخیص دهند و در کلام ورفتارت بر چه ارزشهای مهم و گرانقدری مانند بودن در محتوا ، زندگی با تحصیل ، و دین داری با تقوا و خدا ترسی  وهزاران موضوع انسانی و اخلاقی دیگر تاکید و پافشاری می کردی. شاید یادشان بیاید که چگونه وقتی در مرخصی استعلاجی بودی و پا هایت در گچ بود ، به مدرسه  می آمدی تا مدرسه سامان بگیرد . و یادشان بیاید که چقدر اغماض بر اشتبا هات شان داشتی و در انجام کار ها چگونه رتبه ها  را در هاون تواضع می شکستی و یک تازه وارد که می آمد نمی دانست شما مدیری یا معلم ، یا خدمتگزار و یا مشاور. چون همه جا بودی ، به همه ی ارکان مدرسه نظاارت داشتی و شروع کننده ی کار ها بودی . گمان نمی کنم حتی در ودیوار های مدرسه ، و تابلویی  که هر روز از زیر آن می گذری این همه فداکاری ترا برای اعتلای کشور و اسلام عزیز در مدار تعلیم و تربیت فراموش کند.

حالا در همین  کار نامه ها نمرات بچه هارا رصد می کنی ، شاید هم نوع فعالیت معلمان ، همکاری خانواده ها ، میزان نشاط علمی دانش آموزان و برنامه های خود را در آن جستجو می کنی .  نمرات ریاضی بچه ها را نگاه می کنی. اوضاع خیلی هم بد نیست ولی انگار راضی نیستی. با خودت چه می گویی؟  گله وشکایت از اولیاء ، بچه ها و یا معلمان و... شاید هم داری خدا را شکر می کنی چون خدا کمک کرده ، این روند تا این جا پیش بیاید. خانواده هایی که از بچه ها مراقبت کردند ، و معلمانی که تحت هر شرایطی سر کارشان حاضر شدند و بچه ها که با وجود جذابیت های بیرونی مدرسه و درس خواندن را ترجیح دادند. واقعا باید خدا را شکر کرد چون خیلی ها تا اینجا توفیق آمدن نداشتند. واین که علی محمدی هم با آن شرایط تلخ در خانه ایی که پدر معتاد است وبا مادرش ازدواج دوم را تجربه می کنند،   و مادرعلی شبانه روز هم که در کارخانه ی یک بار مصرف کار کند ، شکل زندگی علی اصلا عوض نمی شود.ولی بلاخره علی یک ترم را با موفقیت تمام کردو...  . من این کار نامه ی بچه ها را که می بینم و این هول هراس امروزی مرا یاد آن کارنامه ابدی می اندازد .همان اصحاب یمین و شمال . براستی ما در کدام گروه قرار داریم نیکوکاران یا بد کاران؟ . همه ی ما بخشی از تقصیرات خود راآگاهانه  انجام می دهیم و به آن واقفیم .  با این حال امید به رحمت پرودگار هر گز از ما دور نمی شود . باشد که از گروه نیکوکاران باشیم.              

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:15  توسط  زینب عبدی  | 

از راه های مراقبت از انقلاب...

از راه های مراقبت از انقلاب...

قناعت

الف- چتر محمود آقا

محمود آقا دوست و فامیل دور مرحوم پدرم بود .وقتی مرحوم پدرم می خواست برادرانم را که از جوانان انقلاب بودند نصیحت کند ، محمود آقا را مثال می زد . محمود آقا دبیر عربی مقطع راهنمایی بود .او شب های جمعه می آمد ، ده و به  مرد های ده قرآن یاد می داد.با وجود آنکه که خدا بیامرز سواد نداشت ، اما رفیق نزدیک محمود آقا بود . یه روز بارانی که محمود آقا به خونه ی ما آمده بود، یه چتر سیاه دسته بلند با خودش آورد . من کلاس چهارم دبستان بودم. پدر خدا بیامرزم ، چتر را برداشت و جلو دوتا برادرانم از محمود آقا پرسید:  چند ساله که این چتر رو داری ؟ محمود آقا گفت : وقتی اول راهنمایی بودم بابام برام خریده بود.بابام بازم پرسید: یعنی می شه چند سال ؟ محمود آقا کمی فکر کرد و گفت: تقریبا 17 سال . بابام لبخندی زد و گفت : آفرین

محمود آقا گفت: آقا عبدالله ، انقلاب ما تازه پیروز( یک سال بعد از انقلاب )این چتر خارجیه .تمام صنایع کشور ما بیمار و وابسته است. انقلاب ما هم دشمن زیاد داره . هر چی ما بیشتر مصرف کنیم ، به ضرر خودمون و به نفع خارجیهاست . ما باید به بچه های خودمان قناعت را یاد بدهیم و اینکه از تنبلی و بیکاری بیزار باشند و گرنه ما تا ابد باید از بیگانگان جنس بخریم ومصرف کنیم ، تازه اگه خوب به حر فهایشان گوش بدیم ،و دلشون بخواد به ما می فروشند و یا قیمتش هم دست خودشان است. .بابای خدا بیمرزم می گفت خیلی ها محمود آقا را خسیس می دانند در حالیکه محمود آقا خسیس نبود بلکه یاد گرفته بود که چگونه در ست مصرف کند .حالا همین محمود آقا یک مغازه ی بسیار بزرگ در شهر دارد و جزء نیکوکاران شهر ماست . اما متاسفانه بچه های خردسال امروزی پس از ورود به مهد کودک ها ،به جای آنکه یاد بگیرند چگونه مصرف کنند ، با انواع وسائل فانتزی و مصرفی آشنا می شوند و البته بازار هم پر از اجناس تجملاتی است که بچه ها را هر روز دلزده می کند . امروز یکی از مهمترین وظایف ما آموزش " درست مصرف کردن"  است .     با برنامه های آموزشی و تربیتی خود ، دیوار مصرف گرایی را فرو بریزم و با کم مصرف کردن و درست مصرف کردن خود ، به ایجاد طرح های زیر بنایی کمک کنیم .

ب- کلاس قرآن

چند سال پیش ( 69)در کارگاه آموزشی قرائت قرآن شرکت کرده بودم . استاد ما یک خانم بسیار فهیم و آگاه به قرآن و مسائل روز بود . وقتی به آیه ی مبارکه ی " بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید "    رسید اشک از چشمانش جاری شد . با تعجب علت را پرسیدیم . گفت : من از این همه اسراف مردم پیش خدا خوف دارم . مردم بسیار کفران نعمت می کنند . چیزهایی که در میهمانی ها و در عروسی ها مصرف می کنند ، بیشتر آنها غیر ضروری است . وی از ما خواست یک شب به سطل آشغال های کوچه سر بزنیم تا ببینیم چقدر غذا در آنها زباله شده است .  یک شب به اتفاق برادرم 10 کوچه را گشتیم و زباله ها را بررسی کردیم . حقیقتا مردم با آنکه از گرانی و بی پولی رنج می بردند ولی ، بیشتر سطل ها پر از مواد غذایی ، مرغ ، میوه ی گندیده و... بود . من پیش خدا استغفار کردم . امروز هم همین طور است . با آنکه همه از گرانی رنج می برند ولی سطل های زباله با مواد غذایی پر می شود . یک چیز یکه خیلی مهم است آن که ما یاد بگیریم چیزهایی که داریم مصرف کنیم ، بعد سراغ خرید های جدید برویم . تا مواد غذایی زباله نشوند که خدا اسرا فکاران را دوست ندارد .       

ج-   موفقیت باهمت بلند حتی در تنگدستی

یکی از دوستانم دانشجو دانشگاه تهران بود و یک اتاقی را در یکی از محله های جنوب تهران اجاره کرده بود . صاحب خانه مردی بودبا 7 سر عائله . همه ی بچه  هادر حال تحصیل از دبستان تا دبیرستان بودند .  پدر خانواده با یک ماشین بسیار قدیمی که اکثر اوقات هم نقص فنی داشت ، مسافر کشی می کرد ومادر خانواده هم خانه داربود . اتاق دوستم توی حیاط و رویروی ساختمان صاحب خانه بود . سرویس بهداشتی زیر اتاق دوستم و در واقع در زیر زمین بود . دوستم می گفت : اینها خانواده ی شریفی هستند . گاهی هیچ چیز برای خوردن ندارند و  مادر خانواده آب داغ می کند وکمی شکر به آن می زند و بچه ها نان را داخل آن می زنند و می خورند . گاهی هم سیب زمینی و یا یک غذای بهتری داشته باشند همان را می خورند . دوستم  می گفت من گاهی سهمیه ی غذای خودم را برایشان می آورم و اینها هر کدام کمی می خورند .خلی جالب بود که آنها با وجود آنکه احتیاج شدید به پول داشتند ولی ارزان تر از بقیه اتاقشان را اجاره داده بودند.

6 دختر و یک پسر این صاحب خانه همه با درجات عالیه تحصیل کردند. و اکنون هر کدام دارای شغل و موقعیت عالی هستند . چند وقت بعد، به اتفاق دوستم به دیدن صاحب خانه اش رفتیم . هنوز هم که هنوز است آنها در همان خانه زندگی می کنند دو فرزندش ازدواج کرده بود . 5 فرزندش با آنکه دارای تحصیلات عالی هستند و شغل هایی مانند پزشکی ، وکالت ، مهندس شرکت های تولید کننده ی خودرو  هستند ولی اصلا اعتنایی به این موقعیت ها ی خود ندارند . اینها در تنگدستی ، راه خود را گم نکردند و افرادی مفید و آگاه برای جامعه شدندو حالا بخشی از ستون جامعه بوسیله ی اینها بر افراشته شده است .

مع الاسف امروزه ، بچه ها به جای آنکه به درس خواندن ، به فایده های خوردن و... بیندیشند ،وقت وانرژی خود را صرف امور بیهوده و بی هدف می کنند . وظیفه ما راهنمایی و آگاه کردن آنهاست .تا این سرمایه های عظیم انسانی در سراب مصرف گرایی و تنبلی گرفتار نشوند .      

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:12  توسط  زینب عبدی  | 

تفسیر اصل 30 قانون اساسی…

تفسیر اصل 30 قانون اساسی

آمدن و رفتن هر وزیر در آموزش و پرورش برای ما به اندازه ی یک خبر است که به آرامی تیتر روزنامه ها می شود و بعد وهم هیچ . چون به این انتخاب ها ی یکسان نگاه یکسان داریم یعنی: هنوز وقت آن نشده  است که تحولات بنیادی در آموزش و پرورش همه ی ارکان  آن را دربربگیرد و همان برنامه های گذشته با اندکی بالاو پایین شدن ، اجرا و تکرار می شود . نمی خواهم بگویم همه ی این تکرار ها بد است یا شأنی ندارد ، ولی چون  اثر گذاری آموزش و پرورش بر کسی پوشیده نیست، ولازم است که با این نقش عظیم برنامه های آن نو به نو و قوی باشد  ، لذا انتظار می رود که استراتژی قوی و جامع و فراگیر داشته باشد تا از بطن این سیاست ها ، تاثیرات سازنده و کار آمد آن در زندگی افراد جامعه و حتی کارکنان آموزش و پرورش نمایان گردد.

وقتی همه چیز در جامعه دستخوش تغییرات می شود ، ولی در آموزش و پرورش به این همه تحولات اعتنایی نمی گردد این به آن معناست که گویی جامعه ی فرهنگیان و آموزش و پرورش یک کشور ویا جزیره ایی جداگانه است که به تنهایی رسالت تعلیم وتربیت را برعهده دارد و اصلا هم نباید به دیگران کاری داشته باشد هر چند که بخش های دیگر جامعه از این ثمرات بهره مند شوند !

گاهی تلقین این موضوع که:  متولی تعلیم و تربیت  فقط آموزش و پرورش است "چنان است که ما را هم قانع می کند که سرمان به کار خودمان باشد ،خوب کار کنیم ، زیاد کار کنیم ولی در آخر مورد ارزشیابی  سایر افراد جامعه  باشیم که حاضر نشدند دست ما را در این وادی بگیرند و مارا متهم به کم کاری ، ضعف در انجام کارها ، عدم تناسب آموزش ومهارت عملی و... کنند. البته ممکن است گاهی برخی از آنها   برای رفع مسئولیت ویا از روی نا آگاهی این برداشت ها و احساس ها راداشته باشند . ولی همه ی ما می دانیم که تعلیم وتربیت بار سنگینی است که برای رساندن آن به مقصد ،همه ی ارکان جامعه اعم از نهادهای دولتی و مردمی و آحاد جامعه   باید دست وبازو شوند و مشارکت نمایند .متاسفانه نگاه به مدارس و نقش های آن یک نگاه یک سویه و بدون تعامل است . همه دوست دارند در وقت نیاز طرح ها و برنامه های خود را بصورت شکلی و یا واقعی در مدارس پیاده کنند ولی خود هیچ سهمی برای کاهش مشکلات آن نداشته باشند . سالانه طرح های زیادی از سوی سازمان ها  و نهادهای مختلف روانه ی مدارس می شود  تا به موجب یک قرارداد ساده و با نازل ترین قیمت ویا رایگان  اجرا شود. اگر هر بخشی خود را ملزم بداند که در منطقه ی  خود ، مدرسه را محور توسعه قرار دهدوبا درک عمیق   از این توسعه در راستای اهداف آموزش و پرورش گام بردارد ، بزرگترین خدمت را به حال و آینده  ی جامعه ی خود کرده است .

رفتن مهندس فرشیدی وزیر اسبق و آمدن آقای دکترعلی احمدی سرپرست فعلی آموزش و پرورش ، یعنی پیوستگی و ادامه ی کارها با شکل و شمایل نوتر و جامع تر. این را من نمی گویم خود مهندس فرشیدی می گوید:   قرار نیست همه ی کارها توسط یک نفر انجام شود یا من که مثل قهرمان نامی ایران  آقای رضا زاده نیستم که همه ی بار ها را به تنهایی بلند کنم . (نقل به مضمون)

اما دکتر علی احمدی  سر پرست فعلی آموزش وپرورش در آغاز راه به چند نکته ی کلیدی اشاره کردند که اگر  این موارد  به جد دنبال شود ، ریشه ی بسیاری از معضلات در آموزش و پرورش قیچی خواهد شد و این بارقه ی امیدی تازه در آموزش وپرورش خواهد بود که خسته اما امید وار ره می پیماید. ایشان گفتند : "مسئولیت تعلیم وتربیت تنها بر عهده ی آموزش و پرورش نیست و یا اصل 30 قانون اساسی دوباره باز خوانی و تفسیر شود". این اصل به رایگان بودن تحصیلات تا پایان دوره ی متوسطه  اشاره و تاکید دارد .در حالیکه شاید جمعیت دانش آموزی امروز اندکی کمتر از کل جمعیت ایران در سالی که این قانون به تصویب می رسید باشد.با توجه به این امر چگونه ممکن است ما آموزش و پرورشی رایگان و با کیفیت داشته باشیم در حالیکه همه ی مسئولیت های مربوط به آن مانند ساخت و نگهداری و تجهیز مدارس ، پرداخت حقوق و مزایای کارکنان ، تالیف و توزیع کتابهای درسی و سایر موارد آن فقط بر عهده ی آموزش و پرورش باشد ؟

 در خواست آقای دکتر علی احمدی  بسیار روشن و خوب است تا بار سنگین مسئولیت توسعه ی تعلیم و تربیت در مجرای قانون و با مشارکت قانونی به ثمر برسد. ایشان حتی در 17 سئوال محوری برای تجمیع اندیشه های فرهیختگان در حوزه ی آموزش و پرورش و موارد آن سومین سئوال خود را به بحث مشارکت اختصاص دادند.به نظر می رسد که فرهنگیان نیز چشم به راه تحولاتی نودر  آموزش و پرورش هستند .

 

چند پیشنهاد مد نظر است که در حوزه ی مشارکت مالی در اداره ی امور مدارس بیان می شود .

 

1-اصل 30 قانون اساسی بگونه ایی تفسیر شود که جذب مشارکت های مردمی برای مدیران و مسئولان آموزش و پرورش تخلف محسوب نشود و رویکرد جذب مشارکتهای مرد می را به همراه داشته باشد.

2-هر کودکی که متولد می شوددر روستاها 10000ريال ودر شهرها  20000ريال برای توسعه ی آموزش و پرورش به حساب آن واریز گردد.اگر این کودک فوت کند ، والدین او این مبلغ را به حساب آخرت او می گذارند تا دنیا دنیاست تمام کسانی که از این سهم وی استفاده می کنند به ایشان ثواب تعلق می گیرد و اگر زنده بماند خود وارد چرخه ی آموزش و پرورش می شود و از آن استفاده می کند .

3-هر ازدواج دائم و یا هر ملکی که خریداری و ثبت می شود، مبلغی اندک به حساب آموزش و پرورش واریز گردد. واین قانون از 3تا 5 سال قابل تغییر باشد .

4- هر گروهی که برای زیارت خانه ی خدا مشرف می شوند ، مبلغی هم به حساب آموزش و پرورش واریز نمایند .

5- در تمام اتوبان ها  که عوارضی در یافت می شود ، مبلغ اندکی هم برای آموزش و پرورش گرفته شود .

6- هر فرد ایرانی سالانه مانند مالیات مبلغی(100000ريال) به آموزش و پرورش بپردازد .که این مبلغ در 5 نوبت و در فیش  آب و برق بیاید .

7 - اگر تمام نهادها و وزارت خانه ها به اندازه ی  نیم درصد از یک دهم درآمد مازاد یا بودجه ی خود را به آموزش وپرورش اختصاص دهند ، بخشی از مشکلات آن حل خواهد شد.

8- یک روز در ایران روز آموزش و پرورش نامگذاری شود و همه ی ارکان جامعه برای یاری رسانی به این بخش بسیج شوند .

9-  مدارس پس از نیاز سنجی ، بودجه های خود را در تابستان از آموزش و پرورش دریافت کنند و این دریافت محلی و منطقه ایی باشد .

10- رادیو وتلویزیون و رسانه ها در فرهنگ سازی در مشارکت های مردمی اقدام کنند، و با صاحب نظران و آگاهان حوزه ی تعلیم وتربیت گفتگو کنند و   مشارکت های مردمی در ایران و کشورهای موفق را بررسی ومقایسه نمایند .

 به امید توسعه هر چه بیشتر  آموزش و پرورش کشور اسلامی وعزیزمان ایران
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 0:39  توسط  زینب عبدی  | 

هفته ی هوای پاک

بسمه تعالی

هفته ی هوای پاک

 هفته ی هوای پاک که با" شعار هوای پاک، انسان سالم "و استفاده ی بهینه "  تا 6 بهمن ماه ادامه دارد ، برای آن است که دانش آموزان  نقش هوا ی پاک و محیط زیست  در تندرستی و بهروزی انسان را بیابند و آن را سرلوحه ی فعالیت های آینده خود قرار دهند و نسبت به پاکی هوا احساس تعهد نمایند .

 وقتی سلامتی وبقای مفید انسان در وجود اکسیژن و جهان بدون سموم و گازها ی مخرب باشد ، و وقتی کودکان بدانند دخانیات و مصرف  سیگار چقدر به سلامتی انسان ضربه می زند، و قتی آنها بدانند دود ماشین ها و چرخش غول صنعت چگونه لطافت هوا را از بین می برد نسبت به این موضوعات حساس  و آگاه می شوند و در انتخاب خود در نحوه ی کاربری مصرف و زیستن آگاهانه قدم بر میدارند . واز طرفی بزرگترها را متوجه ی این مهم می کنند که در آلودگی هوا در بخش های مختلف جامعه، نقش کمتری داشته باشند .

هوا ی پاک نیاز واقعی انسان امروزی است . چه بسا زیاده خواهی و منفعت طلبی  انسان  امروزی برای  رفاه بیشتر و میل به مصرف گرای شان موجبات آلوده سازی محیط زیست و هوا می شود.   

چند پیشنهاد در هفته ی هوای پاک

در هفته ی هوای پاک کودکان را با ارزش گیاهان ودرختان آشنا کنیم .

از آنها بخواهیم یک گلدان گل در خانه هایشان پرورش دهند تا با طبیعت آشتی کنند .

برای والدین سیگاری خود جایزه بگذارند تا آنها سیگارشان را کم و یا ترک کنند .

از والدین خود بخواهند یک روز با دوچرخه یا پیاده به محل کار خود بروند .

یک نقاشی ، یک شعر ویا مقاله بنویسند و یا در باره ی  هوای پاک  1 دقیقه صحبت کنند.

تصویر سیگار را بکشند و روی آن خط قرمز بکشند .

تصاویری از مجلات و روزنامه ها و کتابها از بیماری های ناشی از مصرف دخانیات را روی مقوا بچسپانند و به دیوار نصب کنند .

نمایش ها ی کوتاه بازی کنند ودر آن از والدین بخواهند کمتر از اتومبیل استفاده کنند و سیگار نکشند. در باره ی باز یافت زباله و مواردی از این دست اخبار تهیه کنند .

 شما هم طرح های خود را به اجرا بگذارید تا همه با هم سهمی در فرهنگ سازی هوای پاک و مصرف بهینه برای انسان سالم داشته باشیم .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 0:17  توسط  زینب عبدی  |